فصل تازهای از روابط بینالملل در حال رقم خوردن است که در آن نه موازنه قدرت، بلکه موازنه تحقیرتعیینکننده مرزهای اتحادها و دشمنیهاست. دادههای تجربیِ انباشته شده در ماههای اخیر، روایتی هشداردهنده از افول بیسابقه وجهه آمریکا ترسیم میکنند. شاخص قدرت نرم مؤسسه برند فایننس که معتبرترین ارزیابی جهانی از برند ملی کشورهاست، نشان میدهد ایالات متحده در میان تمام ۱۹۳ کشور جهان در سال ۲۰۲۶، شدیدترین کاهش قدرت نرم را تجربه کرده است. اما آنچه این افت را از ادوار پیشین متمایز میکند تمسخر آشکار است.
۱. «پسر لوس» در رأس قدرت
گزارشهای متعدد از نشست داووس تا پایتختهای اروپایی، تصویری یکسان از رهبری ارائه میدهند که دیپلماسی را به صحنه نمایشی خودشیفته بدل کرده است. فارن افرز در تحلیلی عمیق، معمای سیاست خارجی دولت جدید را واکاوی میکند: چرا اهداف مداخلات، دشمنان ضعیف و حتی متحدان هستند؟ پاسخ در «ترس از دست دادن جایگاه و افول قدرت نسبی آمریکا» نهفته است، اما این ترس نه به راهبردی هوشمندانه، بلکه به کنشهایی شتابزده و خصمانه انجامیدهاست.
نمادپردازیهای کودکانه در سیاست خارجی—از اصرار بر خرید گرینلند تا تمسخر نخستوزیر بریتانیا در شبکه اجتماعی—بیش از آنکه اقتدار را بازنمایی کند، «پسرلوس»ی را نشان میدهد که به گفته تحلیلگران، «میان حیوانی خشمگین و رئیس یک باند مافیا در نوسان است». مرز میان رئیسجمهور یک ابرقدرت و پادشاهِ افسانهای که برهنه در خیابان رژه میرود، اینجا محو میشود.
۲. شاخصهای بیاعتباری: از دوستداشتنی تا مضحک
امتناع متحدان از سکوت، بزرگترین تفاوت این دوره با گذشته است. نظرسنجیها در کانادا، مکزیک و کره جنوبی نشان میدهند که نیمی از مردم این کشورها اکنون آمریکا را تهدیدی برای خود میدانند. در آلمان، ۷۱ درصد واجدان رأی، آمریکا را رقیب میدانند نه متحد. در دانمارک، ۶۰ درصد پاسخدهندگان آمریکا را دشمن خطاب میکنند .
اما واقعیت تکاندهنده، فروپاشی در مؤلفههایی است که روزی «استثناگرایی آمریکایی» را روایت میکردند: رتبه آمریکا در شاخص «روابط خوب با دیگر کشورها» ۵۰ پله، سقوط کردهاست. این عدد روایتگر کشوری نیست که صرفاً قدرتش کمتر شده؛ اینها تصویر کشوری است که منفور و مسخره شده است.
۳. لحظه «امپراتور لباسی ندارد»
گاوین نیوسام، فرماندار کالیفرنیا، در داووس به رهبران اروپایی گفت: «از زانوهایتان بلند شوید و ستون فقرات پیدا کنید». بارت دِ وِوِر، نخستوزیر بلژیک، هشدار داد: «اگر حالا عقبنشینی کنید، عزتتان را از دست میدهید. رعیتِ شاد بودن یک چیز است، برده بدبخت بودن چیز دیگر».
اما اوج افشاگری، نه در این جملات، بلکه در واکنش به ابتکار «شورای صلح» ترامپ رخ داد. پیشنهادی که طبق تحلیل بروکینگز، چنان خودشیفته بود(ترامپ رئیس دائمی، ترامپ تنها تصمیمگیر، خرید کرسی دائمی با یک میلیارد دلار) که متحدان یکی پس از دیگری با تمسخر آن را رد کردند . فرانسه گفت این طرح منشور ملل متحد را به سخره گرفته است. بریتانیا طفره رفت. حتی کشورهای عربی با جملهبندیهایی پیچیده، «نه» گفتند. امپراتور واقعاً لخت بود و همه میدیدند.
۴. چرا این بار بازگشتی در کار نیست؟
تحلیلگران بروکینگز و فارن افرز بر یک نکته توافق دارند: مکانیسمهای ترمیم وجهه در گذشته، این بار کارآمد نیستند. رابرت کاگان، مقام پیشین دولت بوش، میگوید:«ترامپ سازوکار اعتماد میان آمریکا و متحدان را ویران کرده است. نمیتوانم تصور کنم این خرابی قابل ترمیم باشد».
علت این است که بحران کنونی نه در سطح منافع، که در سطح هویت است. کاری که آمریکا با متحدان میکند، «تحقیر» است، نه صرفاً بده بستان سختگیرانه. گابریل گرا، سخنگوی پیشین رئیسجمهور مکزیک، به زیبایی میگوید:«هیچکس زورگویی را دوست ندارد. ما توسط آمریکا تحقیر شدیم».
۵. نتیجهگیری: کشوری منفور در جهانی چندقطبی
بحران وجهه آمریکا، نه موقت است و نه سطحی. شواهد نشان میدهند متحدان پیشین در حال «تنوعبخشی دفاعی» و «چرخش به شرق» هستند. کانادا، بریتانیا، کره جنوبی در یک ماه گذشته با چین گفتگوهای سطح بالا داشتهاند. اروپا در اندیشه برنامه دفاعی مستقل است. حتی استرالیا دعوت عضویت در ابتکار ترامپ را رد کرده است .
«آمریکا اول» به «آمریکا منفور» و سپس به «آمریکا تنها» تبدیل شده است. اما این پایان داستان نیست. اگر ملتی منفور باشد، شاید بتواند خود را بازآفرینی کند. اما اگر مضحکه خاص و عام شود، راه بازگشتی نیست. امروز جهان نه با عصبانیت، که با پوزخند به کاخ سفید مینگرد. و این بسیار خطرناکتر از خشم است.
عصر امپراتوران لخت به سر آمده است. حالا دیگر همه میبینند. و آنهایی که جرئت گفتن پیدا کردهاند، تنها نوک پیکانِی هستند که به هنجارِ جهان بدل خواهد شد.
مهدی تهرانی/ معاون امور بینالملل
صفحه نخست

بدون نظر تا کنون
مکالمات را مشاهده کنیدبدون نظر!
شما بایدوارد شوید برای ارسال یک نظر.