آشفتگی در جهان غرب، در ایران و برخی کشورهای اسلامی، موجب آشفتگی همه جانبه در تفکر و جریانهای رو به غرب شده است.
به ویژه در جریان جناحی و سیاسی اصلاحات (غرب زده) (مدرنیته؟!) و اصلاح طلبان غربگرا، که همگان این روزها آشفتگی و درهم ریختگی آنها را مشاهده کردهاند.
علت اصلی، آشفتگی غرب سلطه خواه است.
زیرا اینان از زمان قاجار که در ایران شکل گرفتهاند؛ پنجره ذهن و فکر و نگاه و نگرش و مشاهده امور و تحلیل و نتیجهگیریهایشان همه رو به غرب بوده و حالا آسمان غرب سلطهگر وارونه گشته و چچتنفس آنها را هم زیان آور کرده است.
آنها دموکراسی را تبلیغ میکردند. حال آشکار شده که دموکراسی ادعایی دنیای غرب،جز فریب نبوده و ابزار ضد هویتهای ملی و عقیدتی ملتها و آشفتگی اذهان و فرهنگ و تمدن دیگر ملتها در جهت سلطهگریِ دیکتاتورهای وابسته به غرب در آن کشورها بوده است.
ادعای آزادی و استقلال انسانها و جوامع در اثر جنایات بینظیر غربیها و صهیونیسمِ مورد حمایت همه جانبه آمریکا و اروپاییها در فلسطین و غزه، به باد رفته و معلوم شده که این ادعاهای غرب، پوششی برای دیکتاتوری و سلطه جنایت وار غربیها بوده و هست.
سازمان ملل و منشورش به سرنوشت سازمان ملل متفق پس از جنگ اول جهانی رسیده و حق وتو و سلطه صهیونیست ها و آمریکا و همدستانش بر آن، آن را بی آبرو کرده است.
نتیجه آنکه جهان در حال تحولی سرنوشت ساز است. این تحول و پیامدهای آن را بشناسیم و تدبیر کنیم.
در چنین شرایطی جریان مشهور به اصلاحات(اصلاح طلبی، روشنفکری وارداتی غربی)، دچار بدترین آشفتگی و بدحالی شده است.
دیگر شعارهای آنها هیچ اعتباری در بین مردم ندارد. از دموکراسی، لیبرالیسم، آزادی و زن و مدرنیته و مدرنیسم، حقوق بشر غربی و توسعه غربی ، حق حاکمیت ملتها و منشور سازمان ملل و جامعه جهانی و تمدن غرب،و توسعه غربی و غرب زده و چپ و چپ زدگی، ژستهای قلابی گرفتن، سبیل کلفت چپی و کراوات آویزان غربی و امثال این موارد،همه و همه رسوا شدهاند و در نتیجه آشفتگی در جریان اصلاحات و جناح اصلاح طلب شدت یافته و هر روز اوضاع آنها بدتر میشود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در جریان جنگ ۱۲ روزه و سپس کودتای غربی ۵ روزه و بعد جنگ روانی غرب علیه ایران و اسلام، اصلاح طلبان دچار چند دستگی و تضاد و سردرگمی شدند.
مواضع سرانی از این جریان مثل میرحسین موسوی ـ کروبی و سران جبهه اصلاحات و برخی چهرههای آنان،دقیقاً در جهت خط استکبار جهانی بود و موجب شکافی عمیق در این جریان شد که مواضع برخی دیگر علیه آنها،بیانگر این شکاف بود.
بیانیه جبهه اصلاحات، ضربات سنگینی و آسیب شدید به این جریان و جناح غرب زده وارد آورد.
حمایت آمریکا و غرب و اسرائیل از اغتشاشات و مزدورانشان، برای این بخش از اصلاح طلبان بسیار ضربه زننده بود.
مواضع برخی از عناصر تندرو آنها موجب دستگیری و زندان آنها شد که شکاف مردم با آنها را عمیقتر کرد.
خودداری بخش محافظهکار و تندروی آنها از صدور بیانیه برای ۲۲ بهمن، نوعی فاتحه خواندن آنها برای این جریان بود.
در جلسه خانه احزاب در تاریخ ۱۴۰۴/۱۱/۲۰،دو سه نفر از جناح اصلاح طلب! خواستند که خانه احزاب برای زندانی شدههای جبهه اصلاحات، بیانیه بدهد و خواستار آزادی آنها شود ولی در برابر آنها موضعگیری شد و به جایی نرسید.
در برابر، درخواست اکثریت اصولگرا و مستقل، صدور بیانیه برای ۲۲ بهمن و راهپیمایی بود که رئیس جلسه که از اصلاح طلبان است همراهی نکرد.
عدم حضور چهرههای این جریان وارداتی در راهپیماییهای ۲۲ دی و ۲۲ بهمن هم نشانه دیگر از جدایی صف صلاحاتیها از صف ملت در چنین ایام حساسی است و البته نشانه زوال آن ها و بیاعتباری موثر آنان در بین ملت.
از این رو اختلافات درونی این جریان اصلاح طلبی وارداتی آن را به طرف پایان یافتن، سوق داده است.
سرنوشتی مشابه همهی آنها که خط خود را از خط ملت و نظام و اسلام جدا کردهاند.
فاعتبروا یا اولی الابصار.
اسدالله بادامچیان/ رییس شورایمرکزی حزب موتلفه اسلامی
صفحه نخست

بدون نظر تا کنون
مکالمات را مشاهده کنیدبدون نظر!
شما بایدوارد شوید برای ارسال یک نظر.